تبليغاتX



روزگار

دوشنبه سی و یکم تیر 1387

تصاوير ديدني از گوشه و کنار کرمان

مرمت آثار باستاني کشف شده در کرمان

کلوت‌هاي زيباي کوير شهداد کرمان

کشف موميايي انسانهاي کوتوله در کرمان

کاروان شتر در کوير کرمان 
 

کاروان شتر در بيابان زيباي شهداد کرمان

کارگران صنايع مس کرمان

کارگر خشت مال کرمان

کارگر بازيگوش در تپه‌هاي باستاني کنار صندل کرمان

سيل سال گذشته در فهرج کرمان

سربازان فداکار در قرارگاه خود در حال تجديد قوا براي مبارزه با اشرار

زنان قاليباف کرمان در روستاي باستاني ميمند

زمستان کرمان

جمع‌آوري گل محمدي در بردسير کرمان

بم؛ تامين آب مورد نياز

بدون شرح

بازيکنان تيم مس کرمان

آرايشگاه مدرن در بازار قديم کرمان

آخرين اردوگاه موقت بم سال 86

نوشته شده توسط جمالی در 12:47 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387

تک ستاره ی قلب من....

شبی که بغض عشق تمام وجودم را می فشرد و از بی همدمی دلم خراب شده بود

به آسمان پناه بردم یک دفعه چشمم به ستاره ای افتاد که جور دیگری به

من چشمک زداحساس کردم مثل بقیه نیست پس او را به خانه ی زخم خورده ی

دلم با تمام وجود دعوت کردم و دلم را به او هدیه کردم.

ستاره درخشید تمام شبم فقط با بودن آن ستاره روشن شد و پس از آن من هر روز

آرزوی رسیدن شب را می کردم به عشق دیدن آن ستاره حتی روزهای من هم رنگ شب گرفته

بودند عاشق شب و متنفر از روز شدم شبی که مثل هر شب برای دیدن ستاره بی قرار بودم

هر چه نشستم نیامد نیمه شب بود و همه ی ستاره ها بودند جز ستاره ی من برای یک دم

قلبم ایستاد و از ترس آنکه او را از دست داده باشم چشمهایم را بستم ناگهان صدای

رعد و برق مرا به خود آورد چشمهایم را باز کردم با دیدن گریه ی آسمان طاقت نیاوردم

بغض گلویم را فشرد

دلم شکست

فریاد زدم

گریه کردم

در غم غرق شدم

شب بعد دوباره رفتم ولی این بارهم نه از ستاره خبری بود نه گریه ی

آسمان فهمیدم اشک آن شب آسمان به خاطر رفتن ستاره بود

چندین روز بر همین منوال گذشت هر شب را به انتظار بازگشتنش سر کردم

ذو سال گذشت ستاره ام باز گشت رخ مانند ماهش را دوباره به نظاره نشتم

برای مدت کوتاهی ماند و من ان روزها خوشبخت ترن عاشق بودم

یکی از شبهای سرد بهاری بود که ستاره را برای آخرین بار به نظاره نشستم

و با او از غم دل گفتم از دوران هجرتش از فراغش از غم نبودنش

او میگریست من هم میگریستم شب بعد باز هم آسمان می غرید و هق هق میکرد

تا نیمه های شب و نزدیکی های صبح در انتظار ستاره ام نشتم اما نیامد

او رفت برای همیشه و من در انتظارش در آن شب بارانی زیر باران پا به پای

آسمان اشک ریختم ...

آسمان  که مادر آن ستاره بود چقدر راحت به رفتنش عادت کرد

اما من هنوز که هنوز است

شبها برای دیدن ستاره ام همان ستاره ی بی معرفت

زیر آسمان جلوی نگاه تمسخرآمیز ستارگان دیگر به خود برای آمدنش امید می دهم

میدانم هیچ گاه به رفتنش عادت نمی کنم

و نگاهم بعد از او به هیچ ستاره ای خیره نمی شود

نوشته شده توسط جمالی در 10:17 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387

سارا جون

 


http://s3.tinypic.com/33208lg.jpg

 

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم


تو را به جای تمام روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم!

برای خاطر عطر نان گرم,
                                 و برفی که آب می شود,
                                                                  و نخستین گلها!
تو را  برای دوست داشتن دوست می دارم


تو را به جای همه کسانی که دوست نمی دارم,
                                                                    دوست می دارم!

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم


تو را به جای تمام روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم!

برای خاطر عطر نان گرم,
                                 و برفی که آب می شود,
                                                                  و نخستین گلها!
تو را  برای دوست داشتن دوست می دارم


تو را به جای همه کسانی که دوست نمی دارم,
                                                                    دوست می دارم!

نوشته شده توسط جمالی در 9:41 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوازدهم تیر 1387

مادر خوبم

     

امروز در سراب تمامى جاده ها به دنبالت گشتم

نمى دانم گوشه نشين ِ كدام سايه شده اى

كه براى يافتنت بايد تمامى خورشيد ها را پشتِ ابر پنهان كنم

اگر قرار است تا ابد در تاريكى بمانم ،

باشد ،

خيالى نيست

اما باتو !

تنها  بگو كه چرا از پشت كوههاى دلم طلوع نمى كنى؟

مى گويى

با كدامين واژه ترا از كهكشان آرزوها طلب كنم؟

يا با كدامين سجاده نماز ِ وحشتِ نديدنت را به جاى آورم !؟

... با چندمين قطره اشكم وضو كنم؟

باشد !

تا وقتى كه نگاهت از مرز ِ تاريكى بگذرد

همين جا بى خورشيد مى مانم

دعاى سر صبح را هم به ابرها مى سپارم

قول مى دهم حتى يك ستاره از آسمانِ چشمانت نچينم

مى دانى؟

ديگر حنجره ام از تكرار نامت عاجز است

و تنها سكوت همدم دستانِ ‌ پر نيازم گشته است ...

آرى

تا فصلى ديگر برسد ، من در خزانِ دستهايت برگ خواهم ريخت

شكايتى نيست !

اما با زمستانِ  نگاهت چه كنم؟

به جز نويد آمدنِ بهار صدايت دل خوش ’كنكى ندارم

تمام كوله بارم را در نيمه راه جنون رها خواهم كرد

و با دستهاى خالى ترا جستجو مي كنم !

شايد اين تنها راهِ يافتن تو باشد .

آنگاه كه ترا يافتم ،

ديگر رهايت نمى كنم !

مى دانى؟

ديگر رهايت نمى كنم ... !

نوشته شده توسط جمالی در 13:6 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوازدهم تیر 1387

حریم رضوی
رتبه کسب شده :
مشهد الرضا
تاریخ مختصر مشهد و حرم رضوی
مشهد واژه مختصر مشهد الرضا و به معنی محل و مکان شهادت و نام شهری است که به مرکزیت مدفن امام رضا (ع) درسناباد شکل گرفته است.
درآغاز قرن سوم در قسمتی از قدیمی ترین بخش مشهد کنونی ، درقریه ای به نام سناباد واقع درحاشیه نوغان از ولایت توس ، کاخ حمید بن قحطبه ( والی سابق خراسان ) دروسط باغی بزرگ و سرسبز واقع شده بود که در آن زمان به دلیل وجود مدفن هارون الرشید، خلیفه عباسی ، به بقعه هارونیه شهرت داشت.
درسال 203ق. پیکر مطهر امام رضا (ع) درهمان بقعه به خاک سپرده شدو این مکان مشهد الرضا نام گرفت.
مشهد دردو قرن اول پیدایش چندان شناخته شده نبود، اما به عنوان مکانی مذهبی مورد احترام بود. در دوران امارت امیر عبدالرزاق توسی از حکمرانان سامانی و سوری بن معتز، درجهت آبادانی مشهد اقداماتی به عمل آمد. درقرن پنجم نیز به توسعه و تجهیز حرم امام توجه شد و درقرن های بعد به تدریج مشهد الرضا به صورت شهرکی مذهبی درآمد. با تهاجم ترکمانان در499ق.برج و باروی مشهد تخریب شد اما به بنای حرم آسیبی نرسیدو پس از غائله 510 ق . که عده زیادی درمشهد به قتل رسیدند و خرابی مختصری ایجاد شد، عضدالدین فرامرز علی حاکم وقت مشهد ، حصار جدیدی به دور مشهد الرضا احداث کرد و درعهد سلجوقیان نیز با اقدامات عمرانی ابوطاهر قمی بیش از پیش بر جمعیت و رونق مشهد افزوده شد. از این زمان تا مدتی مشهد از تهاجم و تخریب به دور ماند و در حملات ویرانگر ترکمانان به توس در 548 ق. به این شهر آسیبی نرسیده . درعهد خوارزمشاهیان نیز مشهد مورد توجه امرا و حکام بود.
درجریان یورش های مغولان به توس ، مشهد به عنوان منطقه امن از خرابی به دور ماند و با جذب مهاجران پناهنده بر جمعیتش افزوده شد. تهاجم سپاهیان ایرانشاه تیموری در 791ق. به توس و تخریب و ویرانی آن سبب افزایش مهاجرت به مشهد شد.
درعهد شاهرخ میرزا مشهد گسترش زیادی یافت و حصار جدیدی به دور شهر کشیده شد. در این زمان مشهد به عنوان پایتخت مذهبی مورد توجه قرار گرفت و در عهد حکمرانی بایسنقر میرزا و دیگر امرای تیموری اقدامات زیادی درجهت توسعه و تزیین حرم و شهر مشهد صورت پذیرفت. با احداث مسجد جامع گوهرشاد و رواق های دارالسیاده و دارالحفاظ و مدارس بالاسر و پریزاد و مسجد شاه و چهار باغ و احداث بناهای دیگر دراطراف حرم و داخل شهر، مشهد به تدریج به شهری پررونق مبدل گردید.



از اواخر عهد تیموریان و در دوره صفویه مشهد بارها مورد تهاجم ازبک ها واقع شد. درسال 977 ق . درپی حمله سپاه عبدالمؤمن خان ازبک بیشترین صدمه به حرم مطهر وارد آمد و اشیا و اموال خزانه حرم و تزئینات آن به یغما رفت و عده زیادی به قتل رسیدند و مشهد تخریب شد . اما به واسطه توجه شاهان و امرای صفویه خرابی ها جبران شدو در جهت توسعه بناهای اطراف حرم اقدامات جدی به عمل آمد؛ صحن عتیق به صورت یک مجموعه چهار ایوانی بنا شد و بناهای جدیدی از جمله گنبد الله وردیخان و مناره صحن عتیق احداث شد و مطلاسازی گنبد و تذهیب و کاشیکاری و کتیبه کاری دربخش های مختلف حرم ، شکوه و رونق تازه ای به اماکن رضوی بخشید. با ایجاد مدارس و آب انبار و حمام و کاروانسراها و دیگرتأسیسات شهری و تأمین آب شرب و بنای مساجد و احداث خیابان اصلی ، مشهد گسترش بیشتری یافت و بر جمعیت آن بیش از پیش افزوده شد و به عنوان قطب مذهبی ایران مطرح گردید.
در دوره افشاریه نیز مشهد به عنوان مرکز سیاسی و مقر فرمانروایی مورد توجه قرار گرفت و با ایجاد سقاخانه اسماعیل طلایی و طلاکاری ایوان و مناره قدیمی و احداث مناره ایوان عباسی و ساخت ضریح جواهرنشان و اختصاص موقوفات و انتظام امور ابنیه رضوی ، مشهد و حرم رضوی از رونق بیشتری برخوردار شد. دراواخر عهد افشاریه جواهرآلات ضریح و حرم دردرگیری های جانشینان نادر شاه غارت شد.



درعهد قاجاریه بخش های دیگری بر اماکن متبرکه افزوده شد و صحن نو (آزادی ) احداث شد و با ساخت و نصب ضریح فولادی و درهای طلا و نقره و منبت کاری رواق دارالحفاظ و نصب اولین ساعت شماطه ای و ایجاد کارخانه برق و توجه به امور رفاهی زائران و زیباسازی شهر ، بر آبادانی و رونق مشهد افزوده شد. دراین دوران نیز مشهد بارها مورد تهاجم ترکمانان قرار گرفت و با شورش سالار و رخدادهای دیگر از قبیل به توپ بسته شدن حرم (1320ق.) و اشغال شهر درجنگ جهانی اول ، صدمات و خسارات زیادی بر حرم و شهر وارد آمد.



دردوران پهلوی نیز بناها و خیابان های جدید درمشهد ایجاد و صحن موزه بنا شد و ساختمانی برای کتابخانه آستانه ساخته و رواق های دارالشرف ، دارالزهد و دارالسرور بنا گردید و میدانی دراطراف حرم مطهر احداث شد و با ایجاد خیابان ها ، محلات میادین ، مدارس جدید، بیمارستان ها و فراهم ساختن امکانات بهداشتی ، خدماتی و فرهنگی شهر مشهد گسترش یافت . ایجاد فرودگاه ، ایستگاه راه آهن و جاده های مواصلاتی زمینه را برای جذب بیشتر زائران و مسافران فراهم کردو برای رفاه زائران و مسافران مراکز مختلف رفاهی از قبیل هتل ها و مهمانپذیر ها در نقاط مختلف مشهد به ویژه اطراف حرم مطهر احداث گردید. ازجمله مهمترین رویدادهای مشهد در این دوران ، واقعه مسجد گوهرشاد ، جنگ جهانی دوم و انقلاب اسلامی بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، شهرمشهد مقدس به عنوان مهمترین قطب زیارتی کشور بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت و امکانات فرهنگی ، رفاهی و خدماتی گسترش چشمگیری یافت . با اجرای طرح جامع دراطراف اماکن متبرکه و احداث صحن های جدید قدس ، جمهوری اسلامی و صحن جامع رضوی و رواق های جدید دارالولایه، دارالهدایه ، دارالرحمه، دارالاجابه و بست ها و دیگر بناها ،بر وسعت و زیبایی اماکن متبرکه رضوی افزوده شد و مشهد مقدس بیشتر مورد توجه زائران و مسافران قرار گرفت . افزایش روز افزون زائران و مسافران باعث شد تا درمشهد مقدس طرح های بزرگ رفاهی ، خدماتی و فرهنگی به اجرا درآید.


نوشته شده توسط جمالی در 9:52 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دهم تیر 1387

?id=349&time_code=1214815712
نوشته شده توسط جمالی در 14:46 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دهم تیر 1387

قابل توجه ولایتمداران گرانقدر ؛

با استعانت از خداوند متعال، ثبت نام از متقاضیان شرکت در مراسم اعتکاف در مسجد جامع گوهرشاد مشهد ازتاریخ

1 / 4/ 1387  لغایت 10 /  4 / 1387 به صورت اینترنتی و فقط از طریق همین سایت انجام خواهد شد. لذا خواهشمند است قبل از شروع به

ثبت نام موارد ذیل دقیقا مد نظر قرار گیرد.

  1. مدت اعلام شده به هیچوجه قابل تمدید نیست.

  2. متقاضیان بایستی فقط یکبار مبادرت به ثبت نام نموده و کد رهگیری را حتما یادداشت و نگهداری نمایند . بدیهی است چنانچه فردی بیش از یکبار ثبت نام نماید به طور کامل از لیست متقاضیان حذف خواهد شد.

  3. چون امکان جایگزینی وجود ندارد، لذا فقط کسانی که شخصا امکان حضور دارند بایستی ثبت نام نمایند.

  4. با توجه به اینکه کارت ملی ملاک شناسایی و ثبت نام قطعی می باشد، لذا تاکید می شود مشخصات بر اساس آن و به طور کامل و دقیق درج شود. بدیهی است عدم دقت در ثبت مشخصات موجب حذف متقاضی در هر یک از مراحل پذیرش شده و هیچگونه اعتراضی مورد قبول نخواهد بود.

  5. با توجه به پیش بینی کثرت متقاضیان، انتخاب افراد صرفا بر اساس قرعه کشی و بدون هیچگونه سهمیه‌بندی انجام شده و اسامی پذیرفته‌شدگان در تاریخ    13/ 4 /  1387 از طریق روزنامه قدس و همین سایت اعلام می شود.

  6. جهت ارائه نظرات و کسب اطلاعات بیشتر می توانید با شماره تلفنهای 2002194-0511 و 2002105-0511 و همچنین پست الکترونیک info@mentaco.com تماس بگیرید.

 اینجانب با آگاهی از شرایط فوق متقاضی ثبت نام می باشم .                                                               آستان قدس رضوی

فرم ثبت نام اينترنتي مراسم اعتكاف مسجد جامع گوهرشاد - 1387

نوشته شده توسط جمالی در 14:23 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دهم تیر 1387

با سلام ..برخود لازم میدانیم از تلاشها وزحمات

 همکار عزیزمان ساراجون که مارا در تهیه وتنظیم این

وبلاگ یاری مینماید کمال تشکر وقدر دانی را داشته

باشیم.انشائ الله در امور زندگی موفق وموید باشند.

 

نوشته شده توسط جمالی در 14:7 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهارم تیر 1387

روز مادر
 

 باغبان هستي:

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد.

 باغبان هستي:

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.

گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

 

خشم لبريز از مهرباني:

مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز مي ستايم؛ لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛ لحظاتي که دست به خطا مي بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم. نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من مي بست. چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم.

نوشته شده توسط جمالی در 13:40 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهارم تیر 1387

 مادر

نوشته شده توسط جمالی در 13:32 |  لینک ثابت   •